هنوز زنده ام
صدای خورد شدن استخوان هایم را لای سنگ های آسیاب می شنوم
درد می کشم . . .
ولی مطمئن میشوم که هنوز هستم
زیستنم با دردکشیدن عجین شده است . . .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۷ ساعت 1:12 توسط سحر
|